واژه جو

گوش خزک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوش خزک . [ خ َ زَ ] (اِ مرکب ) کرم هزارپا. (رشیدی ). به معنی گوش خز است که هزارپا باشد. (برهان ). گوش خزه . گوش خز. گوشالنگ . گوش سنب . گوش خیزک . - امثال : مار با بی پایی بیش از آن دَوَد که گوش خزک با هزارپای .

معنی گوش خزک | واژه جو