واژه جو

گوش خوردن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوش خوردن . [ خوَرْ / خُرْ دَ ] (مص مرکب ) گوشمال دیدن . ناراحت شدن . آسیب دیدن : ای هنرهای تو افریدونی وی اثرهای تو نوشروانی نه ز آسیب قضا گوش خوری نه به اشکال فلک درمانی . انوری .

معنی گوش خوردن | واژه جو