واژه جو

گوش پیچیدن

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوش پیچیدن . [ دَ ] (مص مرکب ) تابیدن گوش . میان دو انگشت شست و اشاره، گرفتن گوش کسی و گرداندن، تأدیب و سیاست و مجازات او را.

معنی گوش پیچیدن | واژه جو