واژه جو

گوش پیچیده

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

گوش پیچیده .[ دَ / دِ ] (ن مف مرکب ) کنایه از گوشمال داده . (انجمن آرا). کنایه از آگاهانیده شده، و لهذا بر شاگرد اطلاق کنند. (آنندراج ). گوشمال داده و سیاست شده . (ناظم الاطباء). ◄ کنایه از شاگرد. (برهان ) (انجمن آرا). شاگرد و تلمیذ و شاگرد مکتبی . (ناظم الاطباء).

معنی گوش پیچیده | واژه جو