گوشدار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(ص فا.) = گوش دارنده:<BR>۱- دارای گوش، دارندة گوش، دارای آلت شنوایی.<BR>۲- شنونده، سامع.<BR>۳- آن که استراق سمع کند.<BR>۴- متوجه، مراقب.<BR>۵- محافظت کننده، نگهبان، حامی، حمایت کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(ص فا.) = گوش دارنده: ۱- دارای گوش، دارنده گوش، دارای آلت شنوایی. ۲- شنونده، سامع. ۳- آن که استراق سمع کند. ۴- متوجه، مراقب. ۵- محافظت کننده، نگهبان، حامی، حمایت کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوشدار. (نف مرکب ) صاحب گوش . دارنده ٔ گوش . که گوش دارد. دارای آلت شنوائی . ◄ توجه کننده . شنونده . سامع : سروشت سال و مه اندر کنار است به گفتارت همیشه گوشدار است . (ویس و رامین ). ◄ محافظت کننده و نگاهدارنده را گویند. (برهان ) (آنندراج ). پاسبان و نگهبان و محافظ. (ناظم الاطباء) : که جز تو خداوند پروردگار نه پروردگارستمان گوشدار. شمسی (یوسف و زلیخا). پناهم تویی گوشدارم تویی از این پس به پرهیزگارم تویی . شمسی (یوسف و زلیخا). که چندین تن بنده ٔ شهریار که شان هست شاه جهان گوشدار. شمسی (یوسف و زلیخا). نه از جود یابد چو آمد کمی نه بخلش بود چون شودگوشدار. ابن یمین .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی