گوهرگر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گوهرگر. [ گ َ /گُو هََ گ َ ] (ص مرکب ) گوهرساز. گوهرشناس . سازنده وصانع گوهر. (بهار عجم ): کسی که گوهر را حکاکی کند یا در رشته کشد. (از بهار عجم ) (آنندراج ). جواهری و جواهرفروش . (ناظم الاطباء) (از بهار عجم ) : سبک شد شبه گشت گوهر گران چنین است خود رسم گوهرگران . نظامی (از بهار عجم ).