گیر داشتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیر داشتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) (... کاری ) در تداول عامه، مانع و سدی در آن بودن . مشکلی در آن بودن : گیر داشتن در کاری ؛ در انجام دادن آن مشکلی دیدن . دشواری و اشکال در برآوردن آن داشتن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
گیر داشتن . [ ت َ ] (مص مرکب ) (... کاری ) در تداول عامه، مانع و سدی در آن بودن . مشکلی در آن بودن : گیر داشتن در کاری ؛ در انجام دادن آن مشکلی دیدن . دشواری و اشکال در برآوردن آن داشتن .