یابش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یابش . [ ب ِ ] (اِمص ) یابیدن . (ناظم الاطباء). یافتن . ◄ دریافت و ادراک و هوش و فراست و دانش . (ناظم الاطباء) : چونکه گوهر نیست تابش چون بود چونکه نبود ذکر یابش چون بود. مولوی .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یابش . [ ب ِ ] (اِمص ) یابیدن . (ناظم الاطباء). یافتن . ◄ دریافت و ادراک و هوش و فراست و دانش . (ناظم الاطباء) : چونکه گوهر نیست تابش چون بود چونکه نبود ذکر یابش چون بود. مولوی .