یاخته
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تِ)<BR>۱- (ص مف.) آخته، بیرون کشیده.<BR>۲- (اِ.) سلول، سلول بدن موجودات زنده که دارای دو قسمت مهم سیتوپلاسم و هسته میباشد. یاختهها در حقیقت کوچکترین قسمت ساختمانی موجود زنده هستند که دارای تمام خواص و تظاهرات حیاتی میباشند.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تِ) ۱- (ص مف.) آخته، بیرون کشیده. ۲- (اِ.) سلول، سلول بدن موجودات زنده که دارای دو قسمت مهم سیتوپلاسم و هسته میباشد. یاختهها در حقیقت کوچکترین قسمت ساختمانی موجود زنده هستند که دارای تمام خواص و تظاهرات حیاتی میباشند.
لغتنامه دهخدا؛ نسخه SQL
یاخته . [ ت َ / ت ِ ] (ن مف ) آخته . به معنی بیرون کشیده باشد اعم از آنکه شمشیر و تیغ را از غلاف بیرون کشیده باشند یا چیزی دیگر را از جای خود. (برهان ) برکشیده .(جهانگیری ). بیرون کشیده . (ناظم الاطباء). ◄ پرورده و آموخته . (ناظم الاطباء). ◄ (اِ) حجره . خانه . (برهان ). حجره . (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). ◄ خمره . (برهان ) (جهانگیری ) (ناظم الاطباء). ◄ شبیه و نظیر و مانند. (برهان ). مانند. (جهانگیری ). شبیه و نظیر. (ناظم الاطباء). ◄ شراب . (ناظم الاطباء). ◄ سلول . (از واژه های فرهنگستان ). کوچکترین واحد زنده ٔ بدن موجودات زنده که دارای دو قسمت مهم سیتوپلاسم و هسته می باشد. و رجوع به سلول شود.
مترادف و متضاد
سلول آخته آموخته، پرورده