یاریگری
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یاریگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) یاری . امداد. اعانت : گر آید به یاریگری شهریار وگر نی به تاراج رفت آن دیار. نظامی . - یاریگری کردن ؛ اصراخ . مساعفه . مسانده . (منتهی الارب ). کمک کردن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یاریگری . [ گ َ ] (حامص مرکب ) یاری . امداد. اعانت : گر آید به یاریگری شهریار وگر نی به تاراج رفت آن دیار. نظامی . - یاریگری کردن ؛ اصراخ . مساعفه . مسانده . (منتهی الارب ). کمک کردن .