یازاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا (نسخه SQL)
یازاب . (اِ) به زبان ماوراءالنهر جنسی ترشی . (فرهنگ شعوری ج ٢ ورق ٤٤٢). خوراکی که از ترب خرده با سرکه و نمک و توابل تهیه کنند. (از بحر الجواهر). سالاد و یازاب را از ترب خرد کرده و سرکه و نمک و توابل کردندی . (یادداشت به خط مرحوم دهخدا).