یحمدی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یحمدی . [ ی َ م َ دی ی ] (ص نسبی ) منسوب است به یحمد که شاید بطنی از ازد باشد. (از انساب سمعانی ).
یحمدی . [ ی َ م َ دی ی ] (اِخ ) سعیدبن حیان ازدی یحمدی بصری . او به قضاوت بلخ رسید و از ابن عباس و جابربن زید و سعیدبن جبیر روایت دارد و عوف اعرابی و دیگران از او روایت کرده اند. (از لباب الانساب ).