یحمور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یحمور. [ ی َ ] (ع اِ) گورخر. (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء) (آنندراج ) (از اقرب الموارد) (غیاث ). اسم حمار الوحش است . (تحفه حکیم مؤمن ). ج، یحامیر. ◄ نام ستوری . (منتهی الارب ) (آنندراج ) (از ناظم الاطباء). نوعی از ابل است . (از تحفه ٔ حکیم مؤمن ). ◄ خر کره . (ملخص اللغات ). کره خر. (منتهی الارب ). شاید خرکره محرف خرگور (گورخر) باشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ نام مرغی . ج، یحامیر. (منتهی الارب ) (آنندراج ) (ناظم الاطباء). ◄ (ص ) سرخ . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).