یخ تراش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخ تراش . [ ی َ ت َ ] (اِ مرکب ) ابزاری که بدان یخ را می شکنند و می تراشند. (ناظم الاطباء). آلتی آهنین چون اره برای تراشیدن یخ پالوده و جز آن . داس گونه ای که بدان یخ تراشند پالوده و غیره را. اره ٔ درشت به شکل داسی هلالی تراشیدن یخ را. (یادداشت مؤلف ). افزاری باشد به صورت داس که بدان یخ تراشند. (آنندراج ) : یخ تراشی که به دست مه خود می بینم به ز ماه نو عید رمضان است مرا. سیفی . ◄ (نف مرکب ) تراشنده ٔ یخ .
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی