یخ کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخ کش . [ ی َ ک َ / ک ِ ] (نف مرکب، اِ مرکب ) آنکه یخ حمل کند. آنکه با ارابه یا مال یخ برد. آنکه ارابه ٔ یخ کشی کشد. (یادداشت مؤلف ). ◄ مال یا ارابه ای که یخ برد. ارابه ٔ یخکشی . ارابه ای که با آن یخ حمل کنند. (یادداشت مؤلف ). وسیله ٔ نقلیه که با آن یخ به جاها برند. ◄ قلاب که بدان یخ از روی آب به سوی خود کشند. (یادداشت مؤلف ).
یخ کش . [ ی َ ک َ ] (اِخ ) نام یکی از دهستانهای بخش بهشهر شهرستان ساری . این دهستان در جنوب خاوری بهشهر طرفین رودخانه ٔ نکا واقع شده و هوای آن معتدل و مرطوب و قسمتهای کنار رودخانه مالاریایی است . راه دهستان صعب العبور و مالرو و مرکز دهستان آبادی اولارا است . این دهستان از ٢٠ آبادی تشکیل شده و جمعیت آن در حدود ٤٥٠٠تن است و دیه های مهم آن عبارتند از: غریب محله . اوارد. محمدآباد. پچت . (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٣).