یخور
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخور. [ ی َخ ْ وَ ] (ص مرکب ) یخ کرده و فسرده و دارای یخ . (ناظم الاطباء). به معنی یخاور. منجمد و بسته . (آنندراج ). و رجوع به یخاور شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یخور. [ ی َخ ْ وَ ] (ص مرکب ) یخ کرده و فسرده و دارای یخ . (ناظم الاطباء). به معنی یخاور. منجمد و بسته . (آنندراج ). و رجوع به یخاور شود.