یدکچی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یدکچی . [ ی َ دَ ] (ص مرکب ) (از یدک + چی، که پسوند نسبت و اتصاف است ). (یادداشت مؤلف ). آنکه اسب کتل در جلو پادشاه و جز آن می کشد. یدک کش . ◄ آنکه اسب را تیمار می کند. (ناظم الاطباء).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یدکچی . [ ی َ دَ ] (ص مرکب ) (از یدک + چی، که پسوند نسبت و اتصاف است ). (یادداشت مؤلف ). آنکه اسب کتل در جلو پادشاه و جز آن می کشد. یدک کش . ◄ آنکه اسب را تیمار می کند. (ناظم الاطباء).