یک ساعت
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یک ساعت . [ ی َ / ی ِ ع َ ] (ق مرکب ) یک ساعته . به درازی یک ساعت . به مدت یک ساعت . (ناظم الاطباء). زمان اندک : تو یک ساعت چو افریدون به میدان باش تازان پس به هر جانب که روی آری درفش کاویان بینی . سنائی . - صحبت یک ساعت ؛ گفتگوی در مدت یک ساعت . (ناظم الاطباء). گفتگوی نه بس دراز. - یک ساعت پرداختن ؛ در مدت یک ساعت به انجام رسانیدن . (ناظم الاطباء). ◄ زمان ناپایدار و فانی . (ناظم الاطباء).