یکشنبد
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یکشنبد.[ ی َ / ی ِ شَم ْ ب َ ] (اِ مرکب ) یکشنبه : اگر توانی یکشنبه را صبوحی کن کجا صبوحی نیکو بود به یکشنبد. منوچهری . و رجوع به یکشنبه شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
یکشنبد.[ ی َ / ی ِ شَم ْ ب َ ] (اِ مرکب ) یکشنبه : اگر توانی یکشنبه را صبوحی کن کجا صبوحی نیکو بود به یکشنبد. منوچهری . و رجوع به یکشنبه شود.