واژه جو

یکی دانستن

/vâže/

فرهنگ طیفی واژه‌دان

فرق نگذاشتن، تمیز ندادن برابر گرفتن، مساوی دانستن تطبیق کردن، تشبیه کردن تعیین کردن، مشخص کردن، نام‌گذاری کردن

معنی یکی دانستن | واژه جو