ابن حسام خوسفی | غزلیات | غزل شماره ۱۰۱
/vâže/
گنجور؛ اشعار فارسی
بیا که مجلس انس است و دلستان جان بخش همی کند ز گلزرا قدس ریحان بخش بیا که هدهد هادی به لحن داوودی حدیث میکند از منطق سلیمان بخش آیا رسیده به سر چشمه زلال وصال به عاشقان جگر تشنه آب حیوان بخش به رهروان بیابان وادی ایمان ز طور قرب شب تیره نور غرفان بخش ز فیض لم یزلی آنچه عین بهبودست کرشمهای کن و از لطف خود مرا آن بخش چو ما به درد و دوای تو از تو خرسندیم تو خواه درد بیفزای و خواه درمان بخش سیاهکاری ابن حسام سرگردان به جعد تافته طره پریشان بخش