واژه جو

ابن زنجی

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

ابن زنجی .[ اِ ن ُ زَ ] (اِخ ) محمدبن اسماعیل کاتب، مکنی به ابوعبداﷲ. او صاحب خطی نیکو بود و از اوست : کتاب الکُتّاب و الصناعة و نیز مجموعه ٔ رسائلی . (ابن الندیم ).

معنی ابن زنجی | واژه جو