اتلاف
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
اتلاف . [ اِ ] (ع مص ) هلاک کردن .(تاج المصادر). نیست کردن . هلاک یافتن . (مؤید). نابود کردن . تلف کردن . افناء : او را بغرامت آن اتلاف و تضییع مؤاخذت کرد. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). ♦ اتلاف کردن ؛ اسراف . تلف کردن .