احتقاق
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احتقاق . [ اِ ت ِ ] (ع مص ) باهم خصومت کردن . (منتهی الارب ). خصومت . ◄ احتقاق مال ؛ فربه شدن شتران . (منتهی الارب ). ◄ احتقاق طعنه به ؛ کشتن طعنه او را یا رسیدن طعنه در سر سرین وی که در استخوان ران است . به اندرون چیزی فروبردن نیزه . ◄ لاغر شدن ستور. ◄ احتقاق فرس ؛ باریک میان شدن اسب . (منتهی الارب ).