احزیلال
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احزیلال . [ اِ ] (ع مص ) گرد آمدن . مجتمع شدن . ◄ اِحزیلال فؤاد؛ منضم گردیدن دل از بیم . ◄ احزیلال بعیر در سیر؛ بلند گردیدن شتر. ◄ احزیلال سحاب ؛ بلند شدن ابر. ◄ احزیلال جبل ؛ بلند شدن کوه بر گوراب .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
احزیلال . [ اِ ] (ع مص ) گرد آمدن . مجتمع شدن . ◄ اِحزیلال فؤاد؛ منضم گردیدن دل از بیم . ◄ احزیلال بعیر در سیر؛ بلند گردیدن شتر. ◄ احزیلال سحاب ؛ بلند شدن ابر. ◄ احزیلال جبل ؛ بلند شدن کوه بر گوراب .