واژه جو

استقدار

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

استقدار. [ اِ ت ِ ](ع مص ) تقدیر کردن . تقدیر خواستن . (زوزنی ). تقدیر کردن خواستن . (تاج المصادر بیهقی ). یقال : استقدر اﷲ خیراً. ◄ توانائی خواستن . (منتهی الارب ).

معنی استقدار | واژه جو