الفنجگه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
الفنجگه . [ اَ ف َ گ َه ْ ] (اِ مرکب ) الفنجگاه . جای اندوختن و ذخیره کردن . رجوع به الفنجگاه شود : در این الفنجگه جویند داد خویش بیدادان که هم زاد است بر خوانها و هم مال است در کانها. ناصرخسرو. الفنجگه دانش این سرای است اینجا بطلب هرچه مر ترا نیست . ناصرخسرو.