انیاب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
انیاب . [ اَن ْ ] (ع اِ) ج ِ ناب . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء). دندانهای نیشتر. (غیاث اللغات ). چهار دندان نشتر. (مهذب الاسماء). دندانهای نشتر که درندگان را باشند. (غیاث ) : از پس رباعیات چهار دندان دیگر است و سرهای آن تیز است، دو زیر و دو زبر ازپس هرسویی یکی خوردنیهای سخت بشکند و آنرا نیش دندان گویند و به تازی انیاب گویند. (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). و انیاب را بیخ یکشاخ است . (ذخیره ٔ خوارزمشاهی ). درشوم گر مرا بفرمایی در دهان هژبر تیزانیاب . مسعودسعد. ♦ انیاب اغوال ؛ نیش های غولان، برای وجود وهمی مثال آرند: مأخوذ است از بیت امرؤ القیس : ایقتلنی و المشرفی مضاجعی و مسنونة زرق کانیاب اغوال . امروءالقیس . ◄ کنایه است از دلیران جنگاور دشمن شکن : این جماعت ارکان دولت و انیاب امت دیلم بودند. (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ).