واژه‌جو

باخریق

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

باخریق . [ خ َ ] (اِخ ) نام دهی است و از آنجاست فقیه متورع عبدالرحیم بن عمروبن عثمان باخریقی که بر قتل پسر خود که مرتکب قبایح شده بود فتوی داد.

معنی باخریق | واژه‌جو