باکوه
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
باکوه . (اِخ ) ظاهراً صورتی از باکو، یا باکویه است . مؤلف مجمل التواریخ آرد:و اندر آن (دریای طبرستان ) دو جزیره است برابر، یکی به طبرستان با آن نعمتهای فراوان که بوده و آب بگرفت، و دیگر جزیره ٔ باکو است، از آنجا نفت اسفید و سیاه آورند و زمینش همواره جنبان باشد که از آن آتش پیدا آید و هنوز چنانست . (مجمل التواریخ والقصص ص ٤٢٧).