برومندی/vâže/ذخیره واژهاشتراکهمهفرهنگ فارسی معینفرهنگ فارسی معین(~.) (اِمص.) ۱- بارداری، ثمر داشتن. ۲- تمتع.واژه قبلی: برومندواژه بعدی: برون