واژه جو

بنگلک

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

بنگلک . [ ب ُ گ ُ / گ َ ل َ ] (اِ مصغر) مصغر بنگل است که میوه ٔ مغزدار باشد که آنرا خورند. (برهان ). میوه ای است ریزه که مغزکی دارد و بوگلک و بن کوهی نیز گویند. (رشیدی ). نام یک قسم میوه . (ناظم الاطباء). رجوع به بنگل شود.

معنی بنگلک | واژه جو