بهتری یافتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهتری یافتن . [ ب ِ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) به شدن . بهبودی یافتن : چون یعقوب بهتری یافت، مهدی مردی علوی به وی داد و گفت این را بکش . (مجمل التواریخ و القصص ).
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بهتری یافتن . [ ب ِ ت َ ت َ ] (مص مرکب ) به شدن . بهبودی یافتن : چون یعقوب بهتری یافت، مهدی مردی علوی به وی داد و گفت این را بکش . (مجمل التواریخ و القصص ).