بی اختیار
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(اِ) [ فا - ع. ] (ص.)<BR>۱- بی اراده.<BR>۲- بدون فکر و تصمیم قبلی.<br>
فرهنگ فارسی معین
(اِ) [ فا - ع. ] (ص.) ۱- بی اراده. ۲- بدون فکر و تصمیم قبلی.
مترادف و متضاد واژهدان
بلااراده، بیاراده، ملزم، ناچار، ناگزیر (متضاد: مختار)
فرهنگ طیفی واژهدان
ناتوان درانتخاب، محروم ازحق انتخاب یا اختیار، بیچاره، مأمورومعذور، ناگزیر بدون گزینه، ناچار، مجبور فاقد حق رأی، بدون رای، محروم ازحق رأی (حقوق شهروندی) محتاج
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی