بی محک
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی محک . [ م َ ح َ ] (ص مرکب ) (از:بی + محک ) بی سنگ آزمایش . آزمایش ناشده : زرّ قلب و زرّ نیکو در عیار بی محک هرگز ندانی زاعتبار. مولوی . رجوع به محک شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی محک . [ م َ ح َ ] (ص مرکب ) (از:بی + محک ) بی سنگ آزمایش . آزمایش ناشده : زرّ قلب و زرّ نیکو در عیار بی محک هرگز ندانی زاعتبار. مولوی . رجوع به محک شود.