بی همه چیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی همه چیز. [ هََ م َ / م ِ ](ص مرکب ) (از: بی + همه + چیز) (در تداول عامه ) بی همه چی . که هیچ چیز ندارد از سجایا و محاسن اخلاقی . که فاقد سجایای اخلاقی است . که هیچگونه از اخلاق حسنه در او نیست . آنکه هیچ صفت از صفات خوب ندارد. فاقد همه ٔصفات خوب . فاقد صفات حسنه . دور از اخلاق نیک . که عهدو زنهار و دوستی نداند. سخت بداخلاق . (یادداشت مؤلف ). ◄ (ق مرکب ) بی همه چیز میگویم ؛ (کنایه از) بی فکری دیگر پنهان کرده از شما. (یادداشت مؤلف ). ◄ بی قصد استهزاء و یا اضراری . (یادداشت مؤلف ). ◄ بی شوخی . (یادداشت مؤلف ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی