بی هوا
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی هوا. [ هََ] (ص مرکب، ق مرکب ) (از: بی + هوا) بدون هوا. ◄ بی توجه . بی اِشعار. بی وقوف . بی آگاهی قبلی . بی احتیاط. بی مواظبت اطراف . بی پروا: بی هوا میرفتم سرم خورد بدیوار، افتادم توی گودال . (یادداشت مؤلف ). ♦ بی هوا رفتن ؛ غیرملتفت رفتن . (یادداشت مؤلف ). ♦ بی هوا گفتن ؛ ناگهان گفتن . بی مطالعه و بیوقت سخن گفتن . یکهو گفتن . ◄ دور از احتیاط. با بی پروایی . (یادداشت مؤلف ) : از آن پس چو تازی تو کک را رواست کنون رفتن تو بکین بی هواست . (ملحقات شاهنامه ٔفردوسی ).
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی