بیرو
/vâže/
لغتنامه دهخدا
۱ - (اِمر.) کیسه، کیسة پول.<BR>۲- (ص مر.) بی شرم، پُررو.<br>
فرهنگ فارسی معین
۱ - (اِمر.) کیسه، کیسه پول. ۲- (ص مر.) بی شرم، پُررو.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بیرو. (اِ) پیرو. کیسه و خریطه ٔ زر و پول و غیر آن . (برهان ). کیسه و خریطه را گویند که در آن زر و امثال آن نهند. (انجمن آرا) (از آنندراج ) (از ناظم الاطباء). رجوع به پیرو شود.
بیرو. (ص مرکب ) (از: بی + رو) بیشرم . پررو. کنایه از مردم بی انفعال و بی آزرم و کسی که سخنان ناخوش به روی کسی میگوید. (برهان ) (ناظم الاطباء). کنایه از مردم بی انفعال و آزرم که سخنان ناخوش بر روی آدمی گویند و از بدی شرم نکنند. (انجمن آرا) (آنندراج ). بی مروت . (غیاث ). بی حیا. بی چشم و رو. رجوع به رو و ترکیبات آن شود.