بیبر
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
بی بر. [ بی ب َ ] (ص مرکب ) بی ثمر. بی بار. رجوع به بر شود. ◄ (اِ مرکب ) سپستان . (از الفاظ الادویه ). گیاهی است که از آن ترشی اندازند. (یادداشت بخط مؤلف ). فلفل سبز (لهجه ٔ قزوین ).
مترادف و متضاد واژهدان
بیبار، بیثمر، بیحاصل، بیمیوه (متضاد: بارور، ثمردار)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی