واژه جو

تبصع

/vâže/

لغت‌نامه دهخدا ـ ویرایش دوم

تبصع. [ ت َ ب َص ْ ص ُ] (ع مص ) عرق اندک اندک بیرون آمدن . (تاج المصادر بیهقی ): تبصع عرق از تن ؛ اندک اندک خوی برآوردن از بنهای موی . (از قطر المحیط) (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).مصحف تبضع. (اقرب الموارد). رجوع به تَبَضَّع شود.

معنی تبصع | واژه جو