تندوتیز
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تند و تیز. [ ت ُ دُ ] (ص مرکب، از اتباع ) تندتیز. (ناظم الاطباء). پرشتاب . سریع و پرحدت : که تند و تیز به دل بردن من آمده ای شتاب چیست به آتش گرفتن آمده ای . ابراهیم ادهم (ازآنندراج ) (بهار عجم ). رجوع به تند و دیگر ترکیبهای آن شود.
مترادف و متضاد واژهدان
جلد، چالاک، فرز (متضاد: کند) پرادویه (متضاد:) کمادویه شیرین عصبی (متضاد: خوشخلق)
فرهنگ املایی واژهدان
واژه ثبتشده در فرهنگ املایی