تنعم راندن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تنعم راندن . [ ت َ ن َع ْ ع ُ دَ ] (مص مرکب ) خوشگذرانی کردن . در ناز و نعمت زیستن . در آسایش وفراغ بال بسر بردن . خوش بودن در زندگی : سیه نامه چندان تنعم براند که در نامه جای نوشتن نماند. (بوستان ). رجوع به تنعم و دیگر ترکیبهای آن شود.