تواب
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ وّ) [ ع. ] (ص.)<BR>۱- توبه پذیرنده.<BR>۲- از صفات خداوند.<BR>۳- توبه کننده.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تَ وّ) [ ع. ] (ص.) ۱- توبه پذیرنده. ۲- از صفات خداوند. ۳- توبه کننده.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تواب . [ ت َوْ وا ] (ع ص ) نعت است از توبه بمعنی بازگشتن از گناه، و بمعنی مهربان شدن خدای بر کسی، یقال : هو تواب علی عباده . (منتهی الارب ). توبه پذیرنده . (غیاث اللغات ) (آنندراج ) (ابوالفتوح رازی از یادداشت بخط مرحوم دهخدا) (السامی فی الاسامی از یادداشت ایضاً). توبه پذیر. توبه دهنده . (یادداشت ایضاً). مأخوذ از «تاب اﷲ علیه » می باشد، یعنی توفیق دهنده ٔ توبه و آسان گرداننده ٔ دشواری و باز مهربان شونده بر کسی . (ناظم الاطباء). ◄ توبه کننده . (آنندراج ) (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بمعنی تائب یعنی توبه کننده و بازگشت کننده ٔ از گناه . (ناظم الاطباء) : ان اﷲ یحب التوابین . (قرآن ٢ / ٢٢٢). ◄ (اِخ ) نامی از نامهای خدای تعالی . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). بمعنی توبه پذیر : غیب دان و لطیف و بی چونی سترپوش و کریم و توابی . سعدی .
مترادف و متضاد واژهدان
توبهپذیر، بخشاینده توبهگر، توبه کننده، بازگشتکننده توبهپرست
واژگان فارسی سره واژهدان
بازپذیر
بازپذیر