توبه
/vâže/
لغتنامه دهخدا
(تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.<br>
فرهنگ فارسی معین
(تُ بِ) [ ع. توبه ] (مص ل.) پشیمان شدن از گناه.
(تَ بَ) (اِ.) رنگین کمان، قوس قزح.
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توبة. [ ت َ ب َ ] (اِخ ) ابن حمیربن حزن بن کعب . شاعری بوده است . (منتهی الارب ). شاعری از عشاق مشهور عرب است و در اواسط قرن اول هجری و در زمان خلافت بنی امیه می زیست . رجوع به اعلام زرکلی ج ١ ص ١٦٧ و عقد الفرید ج ٣ ص ٣٠٢ و قاموس الاعلام ترکی و البیان و التبیین ج ١ ص ١٩٦ و المرصع شود.
توبة. [ ت َ ب َ ] (اِخ ) (تل ...) در جانب شرقی دجله مقابل شهر موصل و متصل به نینوا و در آنجای تلی است که آنرا زیارت کنند و در آنجا به تفرج پردازند. رجوع به معجم البلدان ذیل «تل توبة» شود.
توبة. [ ت َ ب َ ] (اِخ ) سوره ٔ نهمین از قرآن کریم، مدنیه و آن دارای ١٢٩ آیت است، پس از انفال و پیش از یونس . نام دیگر آن بحوث است . سوره ٔ برائه . (از یادداشتهای بخط مرحوم دهخدا).
فرهنگ طیفی واژهدان
ندامت، ندبه، پشیمانی، تأسف، دلشکستگی، افسوس، اعتذار اقرار، اعتراف، افشا، احساس گناه، گناهکاری طلب مغفرت، طلب حلالیت، استغفار، دلجویی، کفاره آیین توبه توبه مکرر، تلون مزاج، بیثباتی
واژگان فارسی سره واژهدان
پشیمانی، بازگشت