توشه کش
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
توشه کش . [ ش َ / ش ِ ک َ/ ک ِ ] (نف مرکب ) کسی که در سفر قریب و شکارگاه، همراه بگیرند و توشه را بر دوش او بار کنند. و کوله کش ... که در سفرها اسباب بردارد... . (آنندراج ). آنکه توشه و آذوقه حمل میکند. (ناظم الاطباء). توشه پرورد مثله و در این مبالغه است ... . (آنندراج ) : زشهد قناعت طمع زهرچش هدایت براه طلب توشه کش . ظهوری (از آنندراج ). بی قراران تو در خاک ندارند آرام در طلب توشه کش مور بوددانه ٔ ما. سلیم (ایضاً).