تیز گفتن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیز گفتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) تند و خشمگین سخن راندن . گستاخی و بدزبانی کردن . لاف زدن : سخنهایشان بشنو و گو سخن کسی تیز گوید تو تیزی مکن . فردوسی . رجوع به تیزو دیگر ترکیبهای آن شود.
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیز گفتن . [ گ ُ ت َ ] (مص مرکب ) تند و خشمگین سخن راندن . گستاخی و بدزبانی کردن . لاف زدن : سخنهایشان بشنو و گو سخن کسی تیز گوید تو تیزی مکن . فردوسی . رجوع به تیزو دیگر ترکیبهای آن شود.