تیزآب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
تیزآب . (اِخ ) دهی از دهستان میربیک است که در بخش دلفان شهرستان خرم آباد واقع است . ٢٤٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٦).
تیزآب . (اِخ ) دهی از دهستان شاهیجان است که در بخش داراب شهرستان فسا واقع است و ٤٥٠ تن سکنه دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ٧).
تیزآب . (اِ مرکب ) سیل . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). آبی سیل آسا و خروشان . آبی تیز و پرشتاب در حرکت . آب تیز و تند و فروگیرنده و بنیان کن . تندآب : شب و روز و چرخ و مه و آفتاب دمان ابر و تند آتش و تیز آب . اسدی (گرشاسب نامه ).