جان خون شدن
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان خون شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) خون شدن دل . کنایه از شدت اضطراب . بی قرار شدن . بی تاب شدن .
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جان خون شدن . [ ش ُ دَ ] (مص مرکب ) خون شدن دل . کنایه از شدت اضطراب . بی قرار شدن . بی تاب شدن .