جذمی
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جذمی . [ ج َ ما ] (ع ص، اِ) ج ِ اجذَم، به معنی بریده دست یا آنکه سرانگشتان او رفته باشد. (اقرب الموارد)(ناظم الاطباء) (آنندراج ). ◄ گرفتار به علت جذام . (منتهی الارب ).
جذمی . [ ج َ می ی ] (ص نسبی ) منسوب است به قبیله ٔ جذیمه . (منتهی الارب ). منسوب به جذیمه است . (لباب الانساب ). جُذَمی . (منتهی الارب ) (ناظم الاطباء).
جذمی . [ ج َ ذَ ] (اِخ ) اخیل بن عبیدبن اعشم بن قیس بن حصن بن عبداﷲبن رضابن عمروبن غراب بن جذیمه طائی، مکنی به ابومقدام . از شاعران بود وی به جذیمةبن ودبن معزبن عتودبن عنیزبن سلامان منسوب است که بطنی است از طائفه ٔ طی . رجوع به لباب الانساب شود.