جوانب
/vâže/
لغتنامه دهخدا ـ ویرایش دوم
جوانب . [ ج َ ن ِ ] (ع اِ)ج ِ جانب . اکناف . پهلوها. (منتهی الارب ) : وبرفق و مدارا بر همه ٔ جوانب زندگانی میکرد. (کلیله و دمنه ). بر حوالی و جوانب آن هزار قصر از سنگ بنیادنهاده . (ترجمه ٔ تاریخ یمینی ). رجوع به جانب شود.